https://shohada.org/fa/shahid/content/244700

شناسه خبر: 244700
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۲۳

آخرین وداع با خانواده

به روایت ازعشرت ریحانی : یادم هست روز آخری که برادرم محمد رضا می خواست به جبهه برود. من به همراه پدر و مادرم در باغ مشغول کار بودیم که ایشان برای خداحافظی نزد ما به باغ آمد. موقع خداحافظی ایشان دست و صورت پدر و مادر را بوسید و گفت: ببخشید که من نتوانستم آرزوی شما را برآورده کنم، مرا حلال کنید و بعد از نماز دعایم نمایید. من رفتم و دیگر شما را نمی بینم. هنگام خداحافظی برادرم نورانی شده بود و من عاشق جمالش شده بودم و هرچه نگاه می کردم سیر نمی شدم و آخرین توصیه ای که به من کرد این بود که: راهی که من رفته ام شما باید آن را دنبال کنید و پشتیبان رهبر کبیر انقلاب و جمهوری اسلامی که با خونهای شهدا آبیاری شده است باید و ادامه دهنده ی راه شهدا باشید و نیز چند عکسی به یادگاری گرفتیم و بعد راهی جبهه شد و رفت.