https://shohada.org/fa/shahid/content/244808
شناسه خبر: 244808
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۲۴
بچههایم را کشتند!
به نقل از شهید:در دوران سربازی، یک بار ریختیم داخل خانهای که بمب دستساز و مواد منفجره میساختند.
چند جوان به همراه یک پیرزن داخل خانه بودند. پیرزن که مضطرب شده بود، اشک میریخت و میگفت: «بچههایم را کشتند!»
البته آنها بچههایش نبودند؛ ولی او مدام همین جمله را تکرار میکرد.
طوری فرمانده را سرگرم کردم و کلتش را از کمرش باز کردم که نفهمید. پرسیدم: «فرمانده کلتت کو؟»
همین که حواسش پرت شد، به بچهها اشاره کردم که بروید و همه فرار کردند.