https://shohada.org/fa/shahid/content/245060
شناسه خبر: 245060
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۲۷
خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از اعظم رمضانی : پس از شهادت پدرم شبی در خواب دیدم که با پدرم در باغی بسیار زیبا و سر سبز قدم می زدیم پدرم مرتب از بهشت و اوصاف آن صحبت می کرد و می گفت: دخترم من در بهشت هستم و خیلی هم به من خوش می گذارد واقعاً جایت خالی است وقتی پدرم می خواست گفته هایش را ادامه دهد ناگهان چند مرد را که کفن سفید بر تن داشتند دیدم که به سوی ما می آیند به ما که رسیدند پدرم را با احترام خاصی به همراه خود بردند او هم در حالی که نگاهی مهربان و دوست داشتنی داشت با صدای بلند با من خداحافظی کرد مرتب گریه می کرد و فریاد می زدم پدر جان نرو پدر جان نرو.