https://shohada.org/fa/shahid/content/245097
شناسه خبر: 245097
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۲۸
خواب و رویای شهید در مورد دیگران 2
زمانیکه فرزندم رضا به شهادت رسیده بود و مىخواستم تشییعش کنند من رفتم که جنازه را ببینم اما مرا نگذاشتند در روستا جنازه را ببیند دفتم جنازه را ببینم اما مرا نگذاشتند حتى درروستاهم نتوانستم جنازهاش را زیارت کنم دلواپس و غمگین وناراحت بودم از اینکه با خود مىگفتم چرا من فرزند شهیدم را نباید مىدیدم که یک شب خواب دیدم شهید به خانه آمده و طبق معمول چون به چایى زیاد علاقه داشت همین که آمد گفت مادر چایى داریم گفتم بله فلاکس چاى دارد اول دستهایت را بشور بعد چاى بخور ناگهان متوحه شدم بدنش زخمى است پرسیدم که چرا مجروح هستى گفت اینها از پاتک دشمن اینطورى شده که بعد بیدار شدم.