https://shohada.org/fa/shahid/content/245184
شناسه خبر: 245184
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۲۹
لحظه ونحوه شهادت
به روایت از بمان رکنی : دفعه ی آخری که حسن از جبهه آمد به مدت سه ماه اجازه ندادند که از شهر مشهد خارج شود و بعلت مأموریت در مشهد ممنوع الخروج بود. یک روز ابوالفضل برای او نامه ای فرستاد که در آن نوشته بود _ با شوخی _ حسن حالا پشت میز نشین شدی و دیگر ما و جبهه را فراموش کردی. او خیلی ناراحت شد. موقعی که سر نماز بود گریه کرد و بعد از نماز گفت:" من اشتباه کردم، اینجا حقیقتاً من را رها نکردند و من دلم در جبهه است." بعد به ما گفت:" من دیگر اینجا نمی ایستم." و هر چه پدرم گفت:" تو مرخصی داخل شهری داری و جرم محسوب می شود اگر بروی." گفت:" اشکال ندارد." و به جبهه رفت و بعد از سیزده روز که در جبهه بود به شهادت رسید.