https://shohada.org/fa/shahid/content/245186

شناسه خبر: 245186
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۲۹

توجه به خانواده 2

به روایت از بمان علی رکنی : زمانی که من کلاس پنجم دبستان بودم، پنجاه تومان پول جمع کرده بودم. حسن یک روز به من گفت:" پولت را به من بده، تا من برایت چیزی بخرم." گفتم: چه می خواهی بخری؟ گفت:" حالا پولت را بده یک چیز خوبی برایت می خرم." بعد من پولم را به او دادم و او رفت و برگشت. و سه تا کتاب برایم خریده بود _ که آن سه کتاب جیبی بود و الان نیز آنها را در کتابخانه ام دارم _ و گفت:" من با پنجاه تومان اینها را برایت خریدم." من چون بچه بودم اول خیلی ناراحت شدم، ایشان وقتی ناراحتی و دلخوری من را دید گفت: شما اول این کتابها را بخوان اگر ناراحت بودی من حاضرم پولت را به تو پس بدهم. من با خواندن کتابها از آن تاریخ علاقمند به مطالعه شدم.