https://shohada.org/fa/shahid/content/245315

شناسه خبر: 245315
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۳۰

خاطرات سیاسی 1

به روایت از فاطمه رضاییان : فرزندم سید حسین در دوران انقلاب خیلی فعالیت داشت و شبها علیه رژیم شاه شعارهایی بر روی دیوار می نوشت. تا اینکه مأموران شهربانی متوجه شدند که شعارهای نوشته شده بروی دیوار کار سید حسین است. لذا یک روز برای دستگیری وی به خانه ما آمدند و چون سید حسین متوجه موضوع شده بود، سریع خود را در محل نگهداری کاهها پنهان کرد تا از چشم مأموران شاه مخفی بماند، مأموران سعی خود را برای پیدا کردن او به کار بسته بودند. به کاهدان رفتند و با چهار شاخ کاهها را زیر و رو می کردند تا اگر آنجا مخفی شده، چهار شاخ به بدنش بخورد و سر و صدا کند، اما هر چه چهار شاخ را داخل کاهها حرکت دادند فایده ای نداشت و خلاصه مأیوس شدند و رفتند. بعد از رفتن آنها به پسرم گفتم چطور شد که اصلاً صدایی از تو بلند نشد. گفت: با خودم گفتم اگر زخمی شوم بهتر است که به دست اینها بیفتم. تا مدتی مأمورین شاه در کمین سید حسین بودند ولی موفق نشدند او را دستگیر کنند. و ناامید به تربت جام برگشتند.