https://shohada.org/fa/shahid/content/245327

شناسه خبر: 245327
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۳۰

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1

به روایت از زهرا رضوی : به خاطردارم چند روزی بود که خیلی ناراحت وغمگین بودم از اینکه نتوانسته بودم پدرم را ببینم و بغض گلویم را گرفته بود از اینکه تمام همکلاسی هایم پدردارند ولی من ندارم. چند بار سعی می کردم به مادرم بگویم. ولی ترسیدم با این کار او را ناراحت کنم و خاطرات گذشته اش را زنده کنم. خیلی ازخدا طلب خواب دیدن پدرم را کردم. بالاخره یک شب درخواب دیدم خانمی نورانی به طرف من می آید وقتی به من رسید گفت چرا ناراحتی؟ گفتم: شما کی هستید؟ گفت : من فاطمه (س ) هستم . و به شما سر می زنم و خبر می گیرم. گفتم: پدرم را ندیدید؟ گفت: او هم هر روز از شما سرمی زند. خیلی دلم می خواست او را ببینم ناگهان ایشان را دیدم که برسنگی تکیه کرده و به من می خندد و از خواب بیدار شدم.