https://shohada.org/fa/shahid/content/245833

شناسه خبر: 245833
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۳۷

خبرشهادت

به روایت از آرزو رسولی : به خاطردارم زمانیکه خبر شهادت و جنازه‌ی پدرم موسی را آورده بودند من در کودکستان فرشتگان بجنورد بودم که عمویم به کودکستان آمد و اجازه مرا گرفت و مرا با خود به خانه برد. دیدم منزل ما شلوغ می‌باشد و همه پیراهن سیاه به تن کرده‌اند و دارند گریه می‌کنند. از عمویم علت را جویا شدم او هم شروع به گریه کردن نمود. که بعدها فهمیدم که پدرم شهید شده است ومراسم تشییع جنازه‌ی پدرم را هر چه باشکوه برگزار کردیم که من در مراسم تشییع جنازه، پشت سر جنازه‌ی پدرم حرکت می‌کردم و مادرم نیز مدام گریه می‌کرد و من نیز به دنبال مادرم با صدای بلند گریه می‌کردم.