https://shohada.org/fa/shahid/content/246083
شناسه خبر: 246083
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۴۱
خاطرات سیاسی
به روایت از طیبه مقدس شرق : در تظاهراتها شرکت می کرد و در مدرسه دانش آموزان را به انقلاب می خواند و دور خودش جمع می کرد و اعلامیة امام را پخش می کرد . رئیس مدرسه اش برادرم بود و می گفت : اینکه بچه ها را دور خودش جمع می کند برایش خطر دارد . در کارها به من کمک می کرد خواهرش را به مدرسه می برد . خیلی با محبت بود و نسبت به خواهر کوچکش مهر می ورزید . آنقدر که وقتی به جبهه می رفت خواهر کوچکش ظرف او را بر می داشت و تا مدت ها برایش غذا کنار می گذاشت و می گفت : این باشد برای داداش باقر و می گفت که من دلم برای او تنگ می شود .