https://shohada.org/fa/shahid/content/246263
شناسه خبر: 246263
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۴۲
خاطرات بعد از مجروحيت
راوی سید مهدی رحیمی: من از قول احمدی شنیدم موقعی که رحیمی شهید شده بود ، می گفت : شهید رحیمی رفته بود در اطلاعات عملیات و کارهای اطلاعاتی می کرد و خیلی خوب کارش را انجام می داد و می گفت : من در یک عملیات شناسایی بودم که شهید رحیمی ترکش می خورد و مجروح می شود ، ایشان می گفت : روی برانکارد شخصی را گذاشته اند و می برند ، مقداری که نزدیک شدم دیدم احمد آقا است گفتم : چی شده ؟ دیدم ترکش خورده در حالی که خون از بدنش جاری است قشنگ دارد می خندد . گفتم : چی شده ؟ چرا اینجوری ؟ گفت که : خیلی خوشحالم ، گفتم : چرا ؟ این ترکشها به هر کسی نمی خورد، ترکشها نشان دار شده است . الان خوشحالم یکّه خورده حالت آرامش دارم . دقیقاً حرف ایشان که اعلام می شود ، خدا مرا دوست دارد و این ترکشها به من امید می دهد از خدا خیلی دور نیستم .