https://shohada.org/fa/shahid/content/246665

شناسه خبر: 246665
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۴۷

توجه به امر ازدواج

آقای محسن ربون پور مجرد بود امّا علاقة زیادی به ازدواج نشان می داد. او برایم از آخرین خواستگاری که همراه مادرش رفته بود. چنین نقل می کرد. او می گفت: هنگامی که با مادرم وارد منزل آن شخص شدیم، چشمم به تجملات و تزئینات فراوانی مانند میل و غیره … افتاد، در همان لحظة اوّل احساس کردم که افراد این خانه با ما هم شأن و همفکر نیستند، امّا ناچار به برنامة خود ادامه دادیم، دردِ من از اینجا شروع شد که بعد از آن همه تشریفات اوّلیه چه سئوالات بی ارزشی را شروع به پرسیدن کردند. پدر دختر رو به من کرد و گفت: ببینم پسر جان شغلت چیست؟ گفتم: پاسدار هستم و در سپاه خدمت می کنم و هم اکنون نیز در جبهه بسر می برم. با شنیدن کلماتی همچون پاسدار و جبهه ناگهان چهرة آن مرد تغییر کرد و از خود واکنش نشان داد و گفت: آقای محترم شما که در جبهه هستید چرا قصد ازدواج دارید، مگر افرادی که به جبهه می روند باید ازدواج کنند و دخترام مردم را بد بخت کنند. من به یک شرط دخترم را به شما می دهم و آن هم اینکه از خدمت در سپاه منصرف شده و استعفا بدهید، من سرمایه ای را برای شغل آیندة شما فراهم می کنم. با شنیدن چنین حرفهائی ناراحت شده و از منزل آن شخص بیرون رفتیم. آنقدر محسن این ماجرا را با آه و افسوس برای من نقل می کرد که گوئی تمام غمهای عالم بر روی دلش سنگینی می کند. او می گفت: چرا جامعه ما باید چنین طرز تفکری داشته باشد.