https://shohada.org/fa/shahid/content/246670
شناسه خبر: 246670
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۴۷
خبرشهادت 2
به روایت از ناصر مزینانی : من در شهرستان کلات به سر می بردم که خبر شهادت محسن را برایم آوردند، به هیچ وجه باور نمی کردم که یکی از دوستان عزیزم را از دست داده ام، به شدت گریه می کردم تا اینکه فردای ان روز جهت تشییع جنازة پیکر ایشان به مشهد آمدم. تعدادی دیگر نیز از پیکرهای پاک و مطهر شهدا در آن روز تشییع شد. روز بسیار شلوغی بود. غوغای عجیبی بر پا شده بود. گوئی آنجا سرزمین کربلا بود. دوستان و آشنایانش هر کدام در گوشه ای خلوت کرده و نمی دانم که به حال خود گریه می کردند، یا در غم از دست دادن یکی از پر جنب و جوش ترین و با اخلاص ترین فرزندان این مرز و بوم. ناله و شیون به راه انداخته بودند. خلاصه پیکر غرقه به خون شهید محسن ربون پور را با شکوه و عظمت خاصی در خواجه ربیع به خاک سپردیم و با معبود خویش تنهایش گذاشتیم بعد از شهادت ایشان دیگر آن گروهی که او بین افراد بسیج و محل سرپرستی می کرد و آنها را با یکدیگر متحد و یکپاره ساخته بود، از هم متلاشی شد و به هیچ عنوان آن وحدت و یکدلی و مهربانی ادامه پیدا نکرد.