https://shohada.org/fa/shahid/content/247506
شناسه خبر: 247506
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۵۹
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از ربابه محی الدین : یادم هست وقتی پسرم علی دریغ از جبهه به مرخصی آمده بود با ما در رابطه با ازدواجش صحبت کرد و من برای او یک نفر را در نظر گرفتم و یک روز هم به خواستگاری رفتیم و قرار شد در این مرخصی دیگرش مجلس برای او بگیرم وقتی رفت شهید شد و دیگر برنگشت و من به همین خاطر همیشه می گفتم پسرم نامراد از دنیا رفت و هنوز آرزوهای زادی برای او داشتم. یک روز یکی از دوستانش به منزل ما آمد و گفت که من در خواب دیدم که علی به من منزل ما آمد و گفت به مادرم بگوئید این قدر برای ما گریه نکنید و غصه نخورد و هی نگوید جوانم ناکام ماند من اینجا با یکی از حوریان بهشتی ازدواج کردم و خوشبخت هستم.