https://shohada.org/fa/shahid/content/247974

شناسه خبر: 247974
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۰۵

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی اقدس امیر نکوئی : هنگامیکه جنازه فرزندم محمدرضا را به معراج شهداء آورده بودند ما برای دیدن جنازه اش به معراج رفتیم. دیدم صورت پاک، لبهایش خندان بود به طوری که دندانهایش معلوم بود.بعد که با خواهرش صحبت کردم می گفت: خمپاره خورده ونصف سر وصورتش نبود، در حالیکه وقتی من جنازه را دیدم سرش کاملا سالم ودرست بود .شب که می خواستم بخوابم گفتم: خدایا اینها چطوری می گویند سر محمد رضا نبود در حالیکه من خودم با دو چشمانم او را سالم دیدم. هنگامیکه خوابیدم، خواب دیدم که شهید آمد و پهلوی من نشست وبه من تکیه داد،چند دقیقه ای سرش را روی زانویم گذاشت، در عالم خواب به دلم حظور کرد که دخترانم گفته بودند:نصف سر شهید خمپاره خورده ونیست. حالا نگاه کنم ببینم کجای سرش است .تا من این فکر را کردم شهید دستش را آورد وگفت: مامان ، نگاه کن سرم هیچ کاری نشده و سالم است وبعد از خواب بیدار شدم.