https://shohada.org/fa/shahid/content/248221

شناسه خبر: 248221
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۰۸

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2

مدتی از شهادت حسن گذشته بود. روزی جلوی مغازه نشسته بودم که زن و مرد جوانی در حالی که آدرس در دست داشتند نزدیک آمدند و نشانی آدرس را می خواستند. دیدم دست خط حسن است که آدرس مغازة مرا داده بود. گفتم: آدرس همینجا است. مرد جوان گفت:" راستش ما مدتی در تهران همکار حسن آقا بودیم ـ حسن قبل از انقلاب در تهران مغازة خیاطی داشت ـ در این مدت خیلی با ایشان صمیمی شدیم به همین دلیل خواستیم از احوال ایشان باخبر شویم. به داخل مغازه دعوتشان کردم. نمی دانستم چگونه جریان شهادت حسن را بگویم که آن مرد گفت:" راستش چند شب قبل من خواب شهادت حسن را دیده ام و خیلی نگران ایشان شدم." وقتی دیدم که آمادگی شنیدن خبر شهادت حسن را دارد گفتم:" درست است. حسن آقا به آرزویش که شهادت بود رسیده است." با اتمام حرفم اشک از چشمانشان جاری شد و خیلی متأثر شدند سپس از من خواستند تا به مزارش برویم و به اتفاق بر سر مزار حسن رفتیم. در بین راه فقط از خوبیها و خصوصیات حسن برایم نقل می کرد.