https://shohada.org/fa/shahid/content/248316

شناسه خبر: 248316
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۰۹

پیش بینی شهادت

به روایت از بتول انتظامی : اوایل تعطیلات بود که برای جبهه اسم نویسی کرد. یک روز توی خانه خیاطی می کرد. گفتم: چکار می کنی؟گفت: زیرپوشم را می دوزم. گفتم: مگر کجا می خواهی بروی؟ گفت: جبهه. گفتم: مگر اجازه داده اند که بروی؟ گفت: بلی پدرم اجازه داده اند ولی مادرم می گوید چون برادر بزرگترت توی جبهه است دو نفری به جبهه نروید. بگذارید او بیاید بعداً تو برو. 15 روز آموزش بود و تنها دو شب به مرخصی آمد که یک شب خانه بود و شب دیگر بسیج و مسجد همان شب خواب دیده بود، گفت: زن داداش از من راضی باش من می دانم شهید می شوم این جمعه نه جمعه بعد خبر شهادتم را برایتان می آورند. گفتم: این حرفها چیه؟ گفت: نه عیبی ندارد، مرگ برای همه است. همان چیزی شد که خودش گفت. جمعه بعد خبر شهادتش را آوردند.