https://shohada.org/fa/shahid/content/248703
شناسه خبر: 248703
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۱۵
نوافل و نماز شب
به روایت از آقاسی حسین زاده : یک شب در جبهه که بودیم قصد کردم تا برای نماز شب بلند شوم و اوایل شب خوابیدم وقتی بیدار شدم همه خوابیده بودند و من به خاطر این که آنها بیدار نکنم یواش از چادر خارج شدم و به پشت یک تپه که در آن نزدیکی بود رفتم یکدفعه صدای گریه و راز و نیاز را شنیدم وقتی کمی نزدیک شدم شهید خدادادی را دیدم که با شور عجیبی نماز شب می خواند و با خدا راز ونیاز می کرد آنقدر در این کار غرق شده بود که متوجه حضور من نشد من هم نمی خواستم خلوت او را به هم بزنم پس از آنجا دور شدم و نماز شبم را خواندم چند ساعتی گذشت و نزدیکی های اذان صبح بود من بلند شدم تا خودم را آمده کنم برای نماز صب که دیدم او بلند شده و تا مرا دید سریع خودش را به پشت تپه رساند تا من او را نبینم روز بعد وقتی او را دیدم صدایش زدم و به او گفتم شما را دیشب در پشت آن تپه دیدم چه کار می کردید چیزی نگفت و گفت کار خاصی انجام نمی دادم چیزی را گم کرده بودم به دنبال آن رفتم وقتی به او گفتم من فهمیده ام که چه کاری می کردید خیلی ناراحت شد و من آن لحظه فهیمدم که او از خلوص و پاکی قلبش نماز شبش را می خواند و از همین راه به آرزویش که شهادت بود رسید.