https://shohada.org/fa/shahid/content/248926
شناسه خبر: 248926
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۱۷
رقت قلب
به روایت از احمددد حسینی : شب قبل از شروع عملیات خیبر ما منتظر بودیم با اکیپ بهداریمان و محمد صادق خالقی هم با گروه خودشان تا با هلی کوپتر به جزیره مجنون اعزام شویم به خاطر در تیررس بودن دشمن از تاریکی شب استفاده می کردیم و نیروها را به خط مقدم اعزام می کردیم بعد از ظهر قبل از حرکت به خط مقدم من این برادر بزرگوار را در انجا ملاقات کردم چون از نظررفتار فرد خوش برخوردی بود بیان شیوایی هم داشتند به من رو کردند و همین طور با زبان محلی گفتند : ‹در یک محرونی کجا و اینجا کجا› گفتم خدا توفیق را به ما داده تا بیاییم اینجا و خدمت اندکی به برادران بکنیم یک کناری نشسته بودیم دیدم از این نانهای خشک که در خاک های نمناک افتاده بود ریزه ریزه بر می داشت و تناول می کردند پرسیدم مگر نهار نخوردی گفت : چرا ولی اینجا ضعف بر من غلبه کرده است با توجه به شرایط گرم اب وهوا شعف بر من غلبه کرده است نان در کوله پشتی ام است ولی این برکت خدا است که روی زمین ریخته شده من واقعا به خلوص نیست و اخلاق این مرد غبطه خوردم و حالتی به من دست داد که واقعا به گریه افتادم دیدم با این که همه امکانات آنجا بود ایشان بیاید و از روی خاک ها ی نمدار نان های خشک را ریزه ریزه بردارد و تناول کند .