https://shohada.org/fa/shahid/content/248940

شناسه خبر: 248940
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۱۸

نوجوانی و جوانی

به روایت از نعمت الله علوی : به یاد دارم یک روز جمعی از پیرمردان و به اصطلاح بزرگان محل در میدان آبادی جمع بودیم و با هم درباره مسائل و مشکلات روستا بحث می کردیم که فرزندم مجتبی را از طرف خانه فرستاده بودند تا من را برای انجام کاری صدا بزند وقتی به میدان روستا رسیدند و من را داخل جمع دید آمد نزدیک و با یکایک بزرگان روستا سلام و احوالپرسی کرد و آرام در گوشم پیغامی را که به او داده بودند به من گفت . افرادی که آنجا بودند به این نحوه ی آداب معاشرت و حسن برخورد او آفرین گفتند و خشنود شدند از رفتار پسندیده ای که انجام داد .