https://shohada.org/fa/shahid/content/249136
شناسه خبر: 249136
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۲۰
مهارت نظامی و فردی
به روایت از حسین جهان پور : وقتی که من بعنوان کمک دیدبان بودم ایشان بعنوان نیروی قبضه خمپاره صد و بیست بود . یک روز ما به سمت پادگان حمیدیه برای شناسایی رفتیم . عراقی ها به ما کمین زدند و در این حین یکی از بچه ها تیر به گردنش خورد و شهید شد . عراقی ها ما را در داخل کانال زیر آتش گلوله قرار داده بودند . ما به حالت سینه خیز به عقب آمدیم و با بی سیم تماس گرفتیم و مشخصات محل مان را دادیم و در خواست آتش کردیم . بعد از چند دقیقه حدود یک ربع ساعت چیزی حدود نود یا صد گلوله برایمان ریختند . این گلوله چنان دقیق روی عراقی ها می خورد که سرو صدای آمبولانسهای آنان نشان می داد که تعداد زیادی کشته و مجروح دادند . در همین حال ما توانستیم جنازه شهید را هم با خودمان بیا وریم عقب خط درگیری و وقتی که پای قبضه رسیدیم دیدیم که آقای حیدری نژاد و محسن ظریف که نیروهای پای قبضه بودند از همه خسته تر و آشفته تر شده بودند . هر دو با سر و صورت خاکی بودند . پرسیدیم چرا اینجوری شده اید گفتند : وقتی شما درخواست آتش کردید ما باید از پنجاه متر آن طرفتر از انبار مهمات گلوله ها را به پای قبضه منتقل می کردیم و بسرعت از جعبه هایشان در می آوردیم و آماده شلیک می کردیم . چون زمان کم داشتیم خیلی با سرعت این کار را انجام می دادیم . آن روز برای آن بنده های خدا رمقی نمانده بود. واقعاً اگر اینها این تلاش و سرعت را نداشتند ما نمی توانستیم نجات پیدا کنیم و جنازه آن بسیجی شهید را سالم به مقصد برسانیم