https://shohada.org/fa/shahid/content/249154
شناسه خبر: 249154
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۲۰
فکاهی شوخ طبعی
به روایت از حسین جهان پور : در همان منطقه ایی که دشمن عقب نشینی کرده بود و هنوز نیروهای ما نیامده بودند که در جلوی عراقیها مستقر بشوند و من آقای حیدری نژاد همین طور با ماشین جیپ صدو شش که دستمان بود منطقه را دور می زدیم و در حال گشت بودیم . یکدفعه با نیروهای عراقی در منطقه ایی که هنوز دشمن تخیله نکرده بود مواجعه شدیم . عراقیها روی دژ مستقر بودند مادر فاصله پانصد متری دژ جلوی عراقیها با ماشین حرکت می کردیم . تا اینکه ما را دیدند با تانک آمدند روی دژو ما را هدف قرار دادند . ماهم بلافاصله پشت یک سنگر ضد تانک پناه گرفتیم و مدتی را در آن سنگر استراحت کردیم. دوباره با ماشین از سنگر بیرون آمدیم و جلو نیروهای عراقی حرکت کردیم و مانور دادیم و آنها هم دوباره ما را هدف قرار دادند و به سوی ما شلیک کردند . چون خیلی خسته بودیم یک سنگر استراحت پیدا کردیم و همانجا خوابیدیم حدود دوساعت خواب بودیم که ناگهان آقای حیدری نژاد به شوخی گفت : بلند شو برویم که عراقیها ما را اینجا اسیر کردند . خلاصه دوباره راه افتادیم و به سمت خط خودمان حرکت کردیم .