https://shohada.org/fa/shahid/content/249264

شناسه خبر: 249264
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۲۱

عشق به جهاد

به روایت از سکینه نجف زاده : به خاطر دارم وقتی که غلامعلی قصد رفتن به جبهه را داشت پیش من آمد و گفت : مادر من تا جایی می روم و کار دارم . وقتی که رفت دو سه روز به خانه بر نگشت و به ما هم نگفته بود که به جبهه می رود . یک روز نامه ای آمد که غلامعلی در آن نوشته بود مادر جان ببخشید که به شما نگفتم : به جبهه می روم چون با خودم گفتم : شاید شما ناراحت شوی و اجازه ندهید که من بروم . می خواهم جانم را در راه کشورم و اسلامم فدا کنم و شما هم برای من ناراحت نباشید و گریه نکنید تا اینکه بعد از چند ماه خبر مفقود شدنش را برایمان آوردند.