https://shohada.org/fa/shahid/content/250281

شناسه خبر: 250281
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۳۵

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1

به روایت از فاطمه بلالی : سرم شکراله به شهادت رسیده بود و من هنوز از شهادت ایشان خبری نداشتم . می دیدم فرزندانم با دوستانشان اتاقهای منزلمان را تمیز می کنند . ایام ماه مبارک رمضان بود موقع افطار که فرا رسید به من گفتند بیایید افطار کنیم، من گفتم : تا خبر شکرالله از جبهه نیاید دلشوره دارم و نمیتوانم غذا بخورم به فرزندانم گفتم بروید به دایی بگویید خبری از شکراله ندارد یکی از فرزندانم وارد خانه شد واصرار کرد و گفت: مادر شما روزه دار هستید روزه ی خود را باز کنید ، افطار کنید ولی من با ناراحتی دستم را بلند کردم و عکسی از حضرت امام خمینی (ره) را که در لب طاق خانه بالای سرم بود زدم به زمین و گفتم همه ی مسائل تقصیر این آقا است که جوانهای مردم را بی خانمان کرد. شب که خوابیدم ، در عالم خواب دیدم اژدهائی آمد و همان دستم را که به عکس امام خمینی (ره) زده بودم در دهان خود می کشید و از دهانش نیز آتش بیرون می آمد . سریع از خواب بیدار شدم و معذرت خواهی و توبه کردم .