https://shohada.org/fa/shahid/content/251252
شناسه خبر: 251252
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۷:۴۸
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از محمدرضا جوان بخت : یک شب خواب دیدم که همه ی ما با یکدیگر نشسته بودیم و شهید مهدی یک کاغذ در دستانشان بود و شوخی می کرد . من یکدفعه بلند شدم و کاغذ را گرفتم و دستم به صورت شهید خورد و او یکدفعه به من نگاه کرد و گفت : عمو ناراحت شده است . من به برادرش حاجی حسن گفتم : مثل اینکه مهدی آقا از من ناراحت شده که کاغذ را از دستم گرفتند . در همین لحظه از خواب بیدار شدم.