https://shohada.org/fa/shahid/content/253041
شناسه خبر: 253041
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۱۲
خواب و روای دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت از طاهره هوشمند : به خاطر دارم زمانی فرزندم علی برای بار دوم به مرخصی آمده بود اخلاق و رفتارش فرق می کرد گویی به ایشان الهام شده بود این بار که به جبهه برود به شهادت خواهد رسید . وقتی به جبهه رفت، آرام و قرار نداشتم و هر شب بعد از نماز مغرب برای سلامتی اش نماز غفیله می خواندم 15 روز از زمانی که به جبهه رفته بود می گذشت. یک شب بعداز نماز مغرب وقتی بلند شدم که نماز غفیله بخوانم دیدم یک دفعه یک جنازه از سقف پایین آمد و جلویم قرار گرفت رویش پوشیده بود. استغفر الله گفتم و دوباره خواستم نیت کنم دو مرتبه جلویم ظاهر شد. با خودم گفتم فکر و خیالات برم داشته است بار سوم که خواستم نیت کنم دیدم جنازه ای که جلویم قرار گرفته بود رویش باز شد. دیدم جنازه فرزندم علی است. که جیغ کشیدم و توی کوچه دویدم و چیزی نفهمیدم بعد از چند روزی که حالم خوب شد. منتظر بودم تا جنازه فرزندم علی را بیاورند. بعد از 10 روز جنازه ی فرزند شهیدم علی را آوردند.