https://shohada.org/fa/shahid/content/253481
شناسه خبر: 253481
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۱۸
حلالیت طلبی
به روایت از عباس مظفری : به خاطر دارم شهید احمد پردل در منطقه مسئولیت تدارکات گروهان را به عهده داشت و همیشه می گفت: من در منطقه باید در امور تدارکات باشم و از این بابت خیلی ناراحت هستم چون دوست دارم جزء نیروهای زرهی، رزمی باشم به همراه دیگر رزمندگان به جلوی خط مقدم بروم و رو در رو با دشمن بجنگم، تا این که روزی که نیروی رزمندگان می خواست به خط مقدم برود ما سوار هلی کوپتر شدیم دیدم احمد آمد در حالیکه مثل ابر بهاری اشک می ریخت و با بچه ها خداحافظی کرد و گفت: من لیاقت جلو آمدن را ندارم و اجازه نمی دهند که همراه شما به خط مقدم بیایم از همه ی بچه ها طلب حلالیت کرد و بعد ما به وسیله ی هلی کوپترها به جلو رفتیم . همان روز موقع ناهار که شد دیدم دوباره احمد با چهره ی خندان به سوی ما می آید که در همین لحظه هواپیماهای عراقی منطقه را بمباران شیمیایی کردند وقتی احمد پیش ما آمد گفت: بچه ها پشت من خیس شده و دارد می سوزد که کم کم حالش بد شد و نقش بر زمین شد . سریع ایشان را با آمبولانس به بیمارستانی در اهواز منتقل کردیم. اما آنها قادر به معالجه نبودند بالاخره ایشان را به تهران انتقال دادیم. در آخرین لحظات عمرش ذکر یا فاطمه سلام الله علیها، یا محمد را بر لب داشت و در اثر آلودگی شیمیایی زیاد بدن ایشان، به درجه ی رفیع شهادت که سالها آرزویش را داشت، رسید و به سوی معبود خود شتافت.