https://shohada.org/fa/shahid/content/255680
شناسه خبر: 255680
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۴۵
عشق به شهادت
به روایت از علی اصغر انوری قشر رباطی : 1-دفعة آخری که علی اصغر تلفن زد گفت : همسرم من الان مدت 6 ماه است که در جبهه هستم تا الان آرزویم این بود که شهید شوم و امشب عملیاتی در پیش داریم و خداوند اگر توفیق دهد و ما را لایق بداند ان شاء الله به خواسته هایم می رسم . خلاصه امشب سعادت به ما رو کرده و می خواهم در عملیات شرکت کنم . به او گفتم : من در اینجا باشش بچة کوچک تنها و از این موضوع نگران هستم . به تنهائی از عهدة تربیت فرزندان بر نمی آیم و از شما می خواهم پیش ما برگردی . گفت : همسرم دلت را قوی کن و به خدا توکل کن . خداوند با شما است . دیگر نتوانستم صحبت کنم . گفتم : حالا می خواهی چکار کنی ؟ گفت : می خواهم در عملیات شرکت کنم و از شما می خواهم که برایم دعا کنی تا به فیض الهی برسم . اگر شهید نشدم و مفقود الاثر شدم برایم دعا کن تا خبر شهادتم را بیاورند . من نمی خواهم به دست دشمن بیافتم .