https://shohada.org/fa/shahid/content/255681
شناسه خبر: 255681
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۴۵
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از علی اصغر انوری قشر رباطی : . یک روز ساعت 2 بعد از ظهر که غذای بچه ها را دادم، سرم را گذاشتم و خوابیدم. خواب دیدم علی آمد و تکانم داد و گفت: شما خوابیده ای، در حالی که من گم شده ام. از خواب که بیدار شدم بدنم می لرزید. او سه چهار روز بود که مفقود الاثر شده بود ولی من خبر نداشت. دوباره سرم را گذاشتم روی متکا خوابیدم. باز دوباره به خوابم آمد و گفت: بلند شو بیا دنبالم، من دارم می روم، دیگر من را نمی بینی. از خواب بیدار شدم و به سپاه رفتم و خبر دار شدم که مفقود الاثر شده است.