https://shohada.org/fa/shahid/content/255785
شناسه خبر: 255785
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۴۶
امدادهاي غيبي
راوی امین الله امین مقدم: ایشان می گفتند: در جبهه در محاصره بودیم و سه نفر بیشتر نبودیم، ماری بزرگ به طرف ما آمد. دوستانم خواستند که با تیر، مار را بکشند، اما من نپذیرفتم و با سر نیزه مار را رد کرده و عقب زدم. شب که تاریک شد ما جایمان را عوض کردیم. بمب آمد و منفجر شد و مار را تکه تکه کرد.