https://shohada.org/fa/shahid/content/255925

شناسه خبر: 255925
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۴۸

خبرشهادت

به روایت از زهرا سیدنجات : از طرف سپاه آمده بودند و خبر شهادت محمود را به پدر شوهرم و مادر شوهرم داده بودند و آن ها را به مشهد برده بودند بعد آمدند خانه ی ما گفتند منزل امیری گفتم بله. بعد از سلام و احوالپرسی گفتند محمود امیری مجروح شده و در بیمارستان قائم مشهد است رفتم داخل ماشین دخترم در بغلم بود فکر می کردم صد نفر به من می گویند که محمود شهید شده است سرم را محکم به ماشین کوبیدم و نفهمیدم که بچه ام را چه کسی از بغلم گرفت به بیمارستان که رسیدیم دیدم جنازه ی محمود در تابوت است و تمام فامیل و بستگان هستند جز من بخاطر این که من تازه زایمان کرده بودم نمی خواستند که من زود بفهمم. پدرم گفت: محمود زنده است چرا ناراحت هستی؟ دستم را بردم زیر سرش و از داخل تابوت بلندش کردم و در بغل گرفتم و تا لحظه ای که مرا در خانه آوردند دیگر متوجه چیزی نشدم.