https://shohada.org/fa/shahid/content/255938
شناسه خبر: 255938
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۴۸
خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1
به روایت از غلام حسین قاسم پور : یادم هست بعد از شهادت محمد جمعه در جزیره مجنون بودیم و عراقی ها در روی آب پلی درست کرده بودند که دو ماشین در کنار هم حرکت می کردند و در آن موقع دشمن دید کافی بر منطقه داشت و کوچکترین حرکت از هر جنبه ای را با گلوله خمپاره مورد هدف قرار می داد من به همراه یکی از همرزمانم زخمی شده بودیم و به همین خاطر نمی توانستیم با وسیله ای از آنجا عبور کنیم و سینه خیز آن مسیر را طی می کردیم کمی از مسیر را که آمدیم یک سنگر را دیدیم و گفتیم لحظه ای در آنجا استراحت کنیم بعد به حرکت خود ادامه دهیم یک لحظه در آنجا خوابیدیم تا کمی بدنمان آرام گیرد محمد جمعه را در خواب دیدم که در پارکی روی صندلی نشسته است من به کنار او رفتم و با هم مشغول صحبت شدیم در آنجا تا جایی که چشم کار می کرد گل قرمز رنگ دیده می شد من بلند شدم و با حالت اعتراض گفتم جرا باغبان فقط گل قرمز کاشته است و گلهای سفید یا زرد نکاشته ؟ محمد جمعه با نگاهی معنی دار به من نگاه کرد و گفت بنشین من نشستم گفت: مگر نمیدانی که این گلها از خون شهیدان روئیده است و گلی که از خون شهیدان بروید که سفید یا زرد نمی شود در همین لحظه دوستم مرا از خواب بیدار کرد و به راه خود ادامه دادیم .