https://shohada.org/fa/shahid/content/256054

شناسه خبر: 256054
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۴۹

مبارزه با ضد انقلاب و منافقين

راوی ناصر ظریف: در اردیبهشت ماه سال 62 شهر مهاباد کاملا سقوط کرده و در دست نیروهای ضد انقلاب بود. تیپ با دو گردان در ابتدای جاده ورودی به مهاباد در کانون مستقر بود. در آن ایام کاوه از ناحیه شکم تیر خورده و مجروح شده و قادر به حرکت و راه رفتن نبود و در غیاب کاوه کارهای ایذایی را ابراهیم امیرعباسی و آقای قمی انجام می دادند. ساعت 10 صبح بود که از طرف آقای بروجردی دستور صادر شد که نیروهای تیپ ویژه شهدا وارد عمل شوند و به هر طریق ممکن سعی نمایند شهر را آزاد کنند. امیرعباسی تعدای از نیروها را برداشت و سریعا از لاین سمت راست جاده ای که به مهاباد می رود ستونی حرکت داد و آنها را در بالای ارتفاعات ورودی شهر به عنوان نیروی تامین مستقر کرد. ما نیز از سمت چپ از طرف خانه های سازمانی صدا و سیما وارد عمل شدیم. ضد انقلاب برای جلوگیری از ورود نیروهای ما به داخل شهر که در کانون مستقر بودند طرحی را ریخته بود. در همان ابتدا که نیروها از مقر خارج شدند ضد انقلاب آتش شدیدی را با سلاح سبک بر روی سر نیروها ریخت و قصد داشت به هر وسیله ای زمان را از ما سلب کند ولی با سرعت عملی که ابراهیم همراه نیروهایش داشتند ونیز با هدایت خوب ابراهیم و آشنایی او با رزم چریکی، ما خیلی سریع توانستیم مسافت ورودی به شهر تا پل را طی نماییم. داخل شهر، از بالای خانه ای به سوی ما تیراندازی می شد. ابراهیم داخل کوچه سنگر گرفته بود تا در موقعیت مناسب وارد آن خانه شده و آنجا را پاکسازی کند. ابراهیم با سرعت عمل و آمادگی بالایی که داشت در یک لحظه لگد محکمی به درب آن خانه زد. چنان ضربه محکمی زد که آن نفری که در ساختمان موضع گرفته بود پ، پا به فرار گذاشت. در اثر ضربه محکم ابراهیم، دولب در باز شد و نیروها وارد ساختمان شدند و آنجا را پاکسازی کردند و از همانجا پاکسازی خانه به خانه شروع شد. سپس ابراهیم خیلی سریع خودش را به پل شهر مهاباد رساند و ما هم از سمت چپ به موازات او پیش می آمدیم. به فلکه چهار شیر رسیده بودیم. ضد انقلاب قصد داشت ما را به وسط شهر بکشاند و سپس از پشت عقبه را ببندد و ضربه سنگینی بر ما وارد سازد. اما در همان ابتدایی که ما وارد این فلکه شدیم، یکی از نیروها به شهادت رسید و با شهادت یک نفر، طرح و تاکتیک ضد انقلاب برای ما روشن شد. ابراهیم رو به من کرد و گفت: ناصر اگه می تونی نیروها رو بیار عقب و دور همین فلکه مستقر کن و از همین جا کار پاک سازی را به صورت ریز شزوع کنید. نیروها را به سمت فلکه هدایت کردم و از همان جا درگیری شدیدی با ضد انقلاب شروع شد. ابراهیم همراه با آقای حامد و یک تعداد از نیروها در سمت راست خیابان مانده بودند و ما به سمت چپ آمده بودیم و ضد انقلاب همچنان بر روی ما آتش می گشود. در آن حجم سنگین آتش ابراهیم با سه، چهار نفر دیگر در سمت راست خیابان بهترین جایی را که روی ضد انقلاب دید داشت انتخاب کرده و همان جا نشسته بودند و به سمت آنها تیر اندازی می کردند. ابراهیم دید خوبی روی ضد انقلاب داشت و از این جهت اطلاعاتی از آن طرف در اختیار ما می گذاشت و به ما کمک می کرد. حضور ابراهیم و هدایتی که انجا داشت باعث شد که ما در ساعت 4 بعد از ظهر شهر را از دست ضد انقلاب خارج سازیم و آنها تلفات سنگینی را متحمل شوند و در حقیقت رزم شهر مهاباد نقطه اوجی از رشادت و شجاعت ابراهیم امیرعباسی به شمار آید.