https://shohada.org/fa/shahid/content/256764

شناسه خبر: 256764
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۵۷

شجاعت و شهامت 2

به روایت از علی مدیر شفیعی : یک روز دشمن مقر ما را گلوله باران کرد به نحوی که تماسمان قطع شد با خودمان گفتیم خدایا چکار کنیم که بتوانیم تماسمان وصل شود مسعود افشاریان گفت من الان می روم سیم تلفن را وصل می کنم من گفتم مسعود نرو خطرناک است ولی ایشان گوش نکرد وقتی رفتم توی سنکر و مجددا آمدم دیدم که مسعود رفته است خلاصه رفته بود و سیم تلفن را وصل کرده بود و تماس برقرار شده بود.