https://shohada.org/fa/shahid/content/256765

شناسه خبر: 256765
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۸:۵۷

تلاش و پشتکار

به روایت از علی مدیر شفیعی : بعد از عملیاتی که ما آمدیم به پشت خط دیدم بچه ها می گویند صبح که می شود مسعود می آید با ما خداحافظی می کند و موتور را بر می دارد و می رود گفتم خدایا این کجا می رود و طرف غروب هم بر می گشت و دو سه روز این وضعیت ادامه داشت یک روز از ایشان سوال کردم مسعود کجا می روی و چه کار می کنی ؟ گفت فردا به شما می گوییم که کجا می روم ؟ فردایش دیدم با یک دستگاه جرثقیل و یک موتور چی پی ام آمد پرسیدم مسعود این را از کجا آوردی ؟ گفت : روز عملیات از نفر بر های ارتش را زده بودند دیدم موتورش سالم است موتور را باز کردم و آوردم پرسیدم جرثقیل را از کجا آوردی ؟ گفت موتور را که باز کردم دیدم جرثقیل دارد رد می شود گفتم بیا موتور را بلند کن و موتور را بدین وسیله آوردم .