https://shohada.org/fa/shahid/content/258852
شناسه خبر: 258852
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۱۰
اسیر کومله ها
به نقل از مادر شهید:
مدتی بود که از اسداله بی خبر بودم تا این که روزی نامه ای داخل خانه مان انداختند که در آن نوشته شده بود: «من اسیر کومله ها هستم و این جا از من پذیرایی می کنند.»
با دیدن این نامه نگران شدم و پیش همسایه مان رفتم و از او در مورد نامه سؤال کردم.
گفت: «شاید با شما دشمنی داشته باشند.»
قانع نشدم و به سپاه رفتم. آنها هم با دیدن نامه گفتند: «نگران نباشید شاید کسی قصد سویی داشته که این کار را کرده است.»
مدتی گذشت و خب شهادت اسدالله را آوردند و ما متوجه شدیم که ایشان اسیر کومله ها بود و بعد توسط آنها به شهادت می رسد.