https://shohada.org/fa/shahid/content/259052

شناسه خبر: 259052
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۱۳

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی محبوبه خسرونژاد: من دقیقاً به خاطر دارم که حدوداً 3-4 ماه پس از اینکه خبر شهادت حسن را برای ما آورده بودند در ماه رجب قرار بود که روح ایشان را تشییع کنیم من پس از تشییع روح حسن به منزل برگشتم امابر اثر گرمای هوا و خستگی زیاد درمنزل خوابیدم و درعالم رویا حسن را با چهره ای بسیار زیبا و با قدی رشید مشاهده کردم که در بهشت رضا است و من هم در همانجا ایستاده ام حسن آمد و دست مرا گرفت و به همراه خودش به آسمان برد و د رآنجا به کنار یک حوض نسبتاً کوچکی رفتم که آب با شدت زیاد در جریان بود به حدی که من وحشت داشتم به این حوض نزدیک شوم حسن آمد و دو تا شیء را که به یاد ندارم آن اشیاء چه بودند را به دست من داد که ناگهان یکی ازاین اشیاء از دستم به داخل این حوض افتاد و من هم هر کاری کردم دیدم که آن را نمی توانم بگیرم بنابراین به حسن گفتم : حسن آقا این چیزی را که شما به دست من داده بودید به داخل این حوض افتاد . حسن به من گفت : خوب برو و آن را از داخل آب بگیر .من به حسن گفتم : من نمی توانم آن را از آب بگیرم. حسن گفت : بهتر است که به پایین برگردیم بنابراین دست مرا گرفت ودو مرتبه به پایین برگشتیم ومن ناگهان از خواب بیدار شدم من این خواب را برای یک نفر که ذریه حضرت زهرا(س) بود تعریف کردم و گفتم که این چنین خوابی را دیده ام این بنده خدا هم خواب مرا اینگونه تعبیر کرد و گفت: آن حوضی که دیده بودی حوض کوثر بوده و آن دوشیئی که در دستم بوده یکی حسن بوده و دیگری خودم بودم و آن یکی که به داخل حوض افتاده بود خود حسن بود که من نتوانستم آن را بگیرم . حسن منظورش این بوده که اگر می خواهی به من برسی باید تلاش کنی و راهم را ادامه دهی و نگذاری که خون شهدا پایمال شود .