https://shohada.org/fa/shahid/content/259333

شناسه خبر: 259333
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۱۵

تدبير نظامي و مديريت

راوی محمدولی آخوندی: روزی که من را به جبهه اعزام کردند ، پیش آقای علوی - مسئول پرسنلی لشکر 5 نصر - رفتم ، گفت: خوب است با توجّه به سابقه ای که در جبهه داری پیش برادرت بروی و در گردانش خدمت کنی . یک دفعه دیدم محمّدجواد آمد و به آقای علوی گفت : ما اینجا آمدیم و به خاطر خدا می جنگیم و ممکن است در حین عملیّات ها یکی از ما زخمی یا اسیر یا شهید بشویم خواسته یا ناخواسته در ارادة برادر دیگر تأثیر می گذارد وسست می شود برای رساندن جنازه اش و یا خبر رسانی ، جبهه را ترک می کند . من گفتم : داداش دوست دارم در کنار شما باشم . گفت : نمی شود یا من در این لشکر خدمت می کنم یا برادرم . من بلافاصله انتقالی ام را گرفتم و به تیپ امام جحعفر صادق (ع) رفتم و تغییر جا دادم . در منطقه که بودم محمّدجواد به همراه شهید احمد رحیمی پیش من می آمدند و احوال مرا می پرسیدند .