https://shohada.org/fa/shahid/content/259379

شناسه خبر: 259379
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۱۵

حسن برخورد

راوی عباس لامعی: من تصمیم گرفته بودم که بدنبال درس بروم و جبهه و جنگ را بگذارم هر وقت که لازم بود بیایم. در همین حال یک شب شهید آخوندی را در خواب دیدم که خیلی ناراحت بود. گفتم: جواد آقا چه شده است؟ چرا این قدر ناراحتی ؟ گفتند: تو می خواهی پشت به امام حسین (ع) بکنی ؟ گفتم: نه می خواهم دنبال درس بروم . شهید آخوندی خیلی ناراحت شدند و گفتند: رفاقت من وشما تا همین جا بود؟ دیگر من و تو با هم رفیق نیستم. صبح که از خواب بیدار شدم تصمیم گرفتم تا جایی که بتوانم در خدمت جنگ و انقلاب و نظام باشم.