https://shohada.org/fa/shahid/content/259938
شناسه خبر: 259938
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۲۲
خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت از زهرا رجبی : بعد از اینکه خبر مفقود شدن حمید را به ما داده بودند خواب دیدم به عراق رفته ام . در آنجا سالن بزرگی بود که دو نفر پاسدار جلوی در ایستاده بودند . من یک سینی و یک کاسه شیر به دست داشتم . وقتی به محوطه زندان رسیدم دیدم که حمید وسط یک نیمکت نشسته بود و دونفر پاسدار هم اینطرف و آن طرف ایشان نشسته اند . به طرفش دویدم تا کاسه شیر را به او بدهم که از خواب بیدار شدم .