https://shohada.org/fa/shahid/content/259945

شناسه خبر: 259945
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۲۲

کربلای 5

در کربلای 5 که ایشان به شهادت رسید، ماجرا اینطور شروع شد که یک کاظمیان با نیروهایش جهت پشتیبانی از نیروهای خط مقدم در خط قرار گرفتند معمولا به این صورت بود که مهمات و تشکیلات را با پی ام پی جلو میبردند ایشان با بیسیم با فرمانده گردانها در تماس بودند تا برایشان مهمات بفرستند و یا مواد غذایی ببرند و از آن طرف زخمی ها و شهدا را منتقل کنند و در خط به بهدای برسانند. شب اول در خط ماندند. شب دوم که اتفاقا ما در بنه لشکر 5 ن قرار گرفتیم تا استراحت کنیم، با بیسیم تماس گرفتند که ما برویم. وقتی که رفتیم صبح زود هنوز آفتاب نزده بود که یک یاز توپهای فرانسوی در بین بچه ها اصابت کرد و خود آقای کاظمیان و شاید حدود 15 نفر دیگر همانجا به شهادت رسیده بودند. بیسیم چی های دریا سرگردان که آمده بودند تا برای ارسال مهمات تماس بگیرند و در یک محوطه باز که به حساب خط اولی بود از عراقی ها شکسته شده بود، مستقر شده بودند. من در آخرین لحظه دیدم که شهید کاظمیان را داخل یک وانت گذاشتند. چون وسایل درمانی نبود ایشان بی هوش بودند. بدنشان سالم بود اما به سرشان ترکش خورده بود که به چشم دیده نمی شد. وقتی ما پشت جبهه آمدیم شنیدیم که نورا... کاظمیان شهید شده است.