https://shohada.org/fa/shahid/content/260410
شناسه خبر: 260410
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۲۹
صداقت و راستگويي
راوی سید کمال موسوی: مسئول گروهانی به نام یوسف داشتیم. یکبار که با وی صحبت می کردم. گفتم: آقای یوسفی این نیروها با آن نیروهایی که سری قبل آورده بودند فرق می کنند و آنها مخلص تر بودند. گفت: (نه اینها نیروهای مخلص و خیلی خوبی هستند!) خلاصه در یک شب به ما غذای مرغ دادند. آنجا هم رسم بر این بود که اگر یک شب مرغ می دادند فردایش عملیات بود. مرغ را که خوردیم نیمه های شب یوسفی مرا صدا زد و گفت: (کمال بلند شو، بلند شو ساعت تقریباً چهار صبح است!) گفتم چیه؟ گفت: بلند شو بچه ها که فهمیدند عملیات است دارند وضو می گیرند و نماز شب می خوانند!) و فکر کردم واقعاً همین طور است. صبح خلاصه قدری (دینفکسیلات) از بچه ها گرفتم و متوجه نماز شب خواندن و اخلاص بچه ها شدم که بیشترشان در عملیات شهید گمنام شدند.