https://shohada.org/fa/shahid/content/260515
شناسه خبر: 260515
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۳۰
خاطرات نحوه مجروحيت
راوی عبد ا... یوسف آبادی: همر زمان سیف ا... تعریف می کرد: ما در یک سنگر جمع بودیم که آن سنگر را دشمن شناسایی کرده بود و مرتب روی آن آتش می ریخت در نهایت ما مجبور به ترک آنجا شدیم. مقداری از وسایل ضروری ما داخل سنگر جامانده بود و هیچ کس از بچه ها جرأت نمی کرد آنها را بیاورد. امّآ سیف ا... خیلی سریع خودش را داخل سنگر انداخت و وسایل را برداشت که موقع برگشت بر اثر انفجار گلوله ی خمپاره دشمن کنار ایشان ترکشی به وی اصابت کرد و او مجروح شد.