https://shohada.org/fa/shahid/content/261493

شناسه خبر: 261493
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۴۳

کسب اطلاعات علمي نظامي

راوی سیدمجید ایافت: پیش از عملیات پیرانشهر ـ سردشت در مرداد ماه سال 61 برای کسب آمادگی های لازم میادین تیر، مانور و اینجور چیزها می گذاشتند.در آن زمان یک روز برادر عباس ولی نژاد که به عنوان یکی از مسئولین بود، آمد و یک اسلحه آورد و گفت: این اسلحه چیه؟ من تا به حال باهاش کار نکردم.کارابین ام یک بود. من و آقای اصغرزاده که هر دو جزو اطلاعات تیپ بودیم و خوب از یک طرف هم رفیق و دوست آقای ولی نژاد بودیم به همدیگر گفتیم: ایشان را برداریم و تا میدان تیر برویم و تیراندازی کنیم، ببینیم چه می شود.در ضمن برادر عباس ولی نژاد یکی دو تا نارنجک هم آورد و گفت: من تا حالا با این نارنجک ها هم کار نکرده ام، می خواهم بیاورم و از اینها نیز استفاده کنم.بالأخره به میدان تیر رفتیم و سلاح را آزمایش کردیم که سلاح خیلی خوبی هم بود و لااقل توی یگان، خصوصاً عملیاتهای شهری و پاکسازی های روستایی کاربرد داشت.بعد که برادر عباس ولی نژاد می خواست نارنجکها را امتحان کند به ایشان گفتیم: اینها نارنجک آتش زا است، دودزا است. از اینها استفاده نکنیم، بهتر است. چون اینجا میدان تیر ارتش است و این نارنجکها آتش ایجاد می کند، خطرناک است. ایشان گفت: باشد.ما حرکت کردیم و نزدیکیهای همان محل استقرار تیپ که رسیدیم دیدیم از داخل میدان تیر آتش و دود است که به آسمان می رود! آنجا هم تقریباً در اطرافش زمینهایی بود که پوشش گیاهی داشت ولی خشک شده بود و آمادة احتراق.بعد از رفتن ما برادر عباس ولی نژاد دلش نمی آید که آن نارنجک ها را آزمایش نکند، مثل اینکه برادر عباس ولی نژاد با خودش می گوید: ببینم نارنجکها چه جوری عمل می کند؟اینها را کشیده و انداخته بود و وقتی دیده بود آتش زیاد شده است، گذاشته و در رفته بود.چ.ن میدان تیر نزدیک پادگان بود، ماشین آتش نشانی پادگان سریع رفت و آتش را خاموش کرد ولی تا چند وقت می گشتند که ببینند چه کسی قضیة آتش سوزی را به راه انداخته است و خلاصه ما هم به قول معروف صدایش را بالا نیاوردیم.