https://shohada.org/fa/shahid/content/262558

شناسه خبر: 262558
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۰:۵۸

اولين اعزام

راوی غلامرضا فخار: به یاد دارم به اتفاق همرزم شهیدم حسن نقوی در تهران مشغول کار بودیم که در آن موقع جنگ تحمیلی آغاز شد. در آنجا تصمیم گرفتیم با هم به جبهه برویم ولی سنّمان کم بود و ما را اعزام نمی کردند . با کارفرمایمان تسویه حساب کردیم و به بجستان آمدیم و بعد از ثبت نام در بسیج جهت آموزش به بیرجند اعزام شدیم . در آنجا 27 روز آموزش دیدیم و ایشان به فرمانده پیشنهاد داد که ما همه چیز را یاد گرفته ایم و خبردار شده ایم که عملیات نزدیک است ، سریع تر ما را ترخیص کنید که به عملیات برسیم . یادم هست شبی که عملیات رمضان شروع شد ما در پادگان بودیم . شهید خیلی ناراحت بود و گفت باز معلوم نیست که تا چند وقت دیگر عملیات شود . من خیلی دوست دارم در حمله شرکت کنم . چند روز بعد ما را به جبهه اعزام کردند . متاسفانه همان طور که شهید پیش بینی کرده بود به پدافند پس از عملیات رمضان برخورد کردیم و پس از مدتی حسن در اهواز به نیروهای عمل کننده در سومار پیوست و من به بجستان برگشتم . او پس از عملیات مسلم بن عقیل به بجستان آمد و تا لحظه شهادتش در عملیات ها شرکت کرد.