https://shohada.org/fa/shahid/content/262881
شناسه خبر: 262881
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۱:۰۲
عشق به جهاد
راوی فاطمه مرادی مقدم : زمانی که یاسر به دنیا آمد ، من در بیمارستان بودم . محمد برای ملاقات مستقیماً از سپاه به بیمارستان آمد . چند لحظه ای با من بود و گفت : متأسفانه من دیگر نمی توانم اینجا باشم و به جای من برادرت با شما هستند . زمانی که محمد می خواست بیمارستان را ترک کند ، من یک خورده ناراحت شدم . محمد شروع کرد به نصیحت کردن و گفت : شماها این طوری پیرو خط هستید ؟ این چطور حرکتی است که مانع از رفتن من به جبهه می شوید . من روی شما بیشتر از اینها حساب می کردم . من از کرده خویش پشیمان شدم و نصیحتش را با جان دل پذیرفتم .