https://shohada.org/fa/shahid/content/263564
شناسه خبر: 263564
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۱:۱۱
خاطرات سياسي
راوی حبیب الله نویدی : یک شب به من گفت من فردا نیستم. گفتم برای چه؟ ایشان گفت: چون فردا قرار است امام به تهران بیاید من نمی توانم سر کار بمانم. به او گفتم: آخر بدون تو کار تعطیل می شود اما او قبول نکرد. روز بعد که آمد با شور خاصی گفت امروز تهران غوغا بود جایت خالی، امام آمد.