https://shohada.org/fa/shahid/content/263572

شناسه خبر: 263572
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۱:۱۱

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی فاطمه ایمانی : روز قبل از این که حسین می خواست به جبهه برود در نظر داشتیم زمینی را تخم خربزه بکاریم، با موتور ایژی که او داشت به مزرعه رفتیم. هنگام برگشتن موتور سیکلت خراب شد. هر کار کرد نتوانست موتور را روشن کند پیاده به روستا برگشتیم. بعد به اتفاق برادرش حسن رفتند تا موتور را بیاورند اما باز هم موتور روشن نشد. آن جا به برادرش حسن گفته بود مساله ای نیست اگر موتور روشن نمی شود زیرا دیگر من سوار این موتور نخواهم شد چون این دفعه که به جبهه بروم دیگر بر نمی گردم.