https://shohada.org/fa/shahid/content/264544
شناسه خبر: 264544
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۱:۲۵
فکاهي شوخ طبعي
راوی شوکت کسکنی: با یکی از دوستان حمزه به نام " سید ابراهیم شجیعی" رفت و آمد خانوادگی داشتیم. آقای شجیعی از گوگجه( لواش) بدش می آمد و اصلاً دوست نداشت. یک روز حمزه در جبهه مقداری گوگجه داخل پاکتی می گذارد و درب آن را محکم می چسباند و روی آن می نویسد" برسد به دست شجیعی ـ قربانت حمزه" و پاکت را به بچه هایی که به خط می روند، می دهد تا آن را به شجیعی برسانندو هنوز عملیات شروع نشده که پاکت حاوی گوگجه ها به دست شجیعی می رسد. وقتی پاکت را باز می کند و از محتوای آن باخبر می شود، می گوید:" این ها را برای همسرش می برم تا دفعة دیگر برایم چنین چیزی نفرستد."بعد از شهادت حمزه، یک روز آقای شجیعی به مزار حمزه آمد، مقداری گوگجه به من داد و گفت:" این یادگاری حمزه است که برای شما آوردم." من هم گوگجه ها را گرفتم و روی مزار حمزه گذاشتم و باری دیگر آن خاطرات شیرین و آن شوخ طبعی های حمزه برای آقای شجیعی زنده شد.