https://shohada.org/fa/shahid/content/265078

شناسه خبر: 265078
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۱:۳۲

محبت و مهرباني

راوی ام لیلا علی اکبریان: به خاطر دارم یک پسرم سیدمحمد با یکی از بچه های محل به نام احمدی دعوا کرده بود که او زده بود و سر سیدمحمد را شکسته بود . که بچه ها به خانه آمدند و گفتند: مادر محمد بیا ، که سر محمد شکسته است. من هم سریع چادر سرم کردم و رفتم دیدم سرش را در حالی که خون می آید دو دستی گرفته است و فورا او را به دکتر بردم . در راه که به بیمارستان می رفتیم، گفت: مادر جان به پسر آقای احمدی چیزی نگو! ما شوخی ، شوخی، دعوا کردیم و او قصدی از این کار نداشت. من او را بخشیدم شما هم او را ببخشید و به پدرش چیزی نگوئید